فیزیک

فیزیک (به زبان یونانی φύσις، طبیعت و φυσικῆ، دانش طبیعت) علم مطالعهٔ خواص طبیعت است. این علم از مفاهیمی مانند انرژی، نیرو، جرم و بار الکتریکی استفاده می‌کند. یکی از کارهای اصلی این علم اندازه‌گیری کمیتهای مختلف و پیدا کردن روابط بین این کمیت‌ها است. برای همین فیزیک را علم اندازه‌گیری نیز خوانده‌اند.

امروزه فیزیکدان‌ها سامانه‌های بسیاری را بررسی می‌کنند: از ساختارهای بسیار بزرگ مانند کهکشان‌ها گرفته تا ذرات بی‌نهایت ریز و حتی سیستم‌های اقتصادی، زیستی، محیطی و مانند آن‌ها.

فیزیک یکی از قدیمی ترین رشته‌های دانشگاهی است و شاید قدیمی ترین مبحث آن را بتوان نجوم نامید.
تاریخچه

از دوران باستان، انسان‌ها سعی می‌کردند که رفتار طبیعت را درک کنند. یکی از بزرگترین رازهایی که قابل پیش بینی بود، رفتار اجرام آسمانی مانند ماه و خورشید بود. نظریه‌های زیادی تا کنون مطرح شده که بسیاری از آنها رد شده‌اند.
روش‌های علمی

فیزیکدانان از یک روش علمی برای آزمایش اعتبار نظریه‌های فیزیکی استفاده می‌کنند. استفاده از یک رویکرد علمی برای مقایسه و استنباط نظریه در سوال‌ها با نتیجه گیری برگرفته از آزمایش و مشاهده ما را به امتحان کردن آن هدایت می‌کند. به نظریه‌هایی که با داده‌های بسیار خوبی پشتیبانی می‌شوند، و در هیچ مقایسه و آزمایشی خلاف آن‌ها ثابت نمی‌شود، قوانین علمی یا قوانین طبیعی گفته می‌شود. البته همه ی نظریه‌ها، حتی قوانین علمی، ممکن است با قوانین کلی و صحیح تر دیگری جایگزین شوند
نظریه‌ها و مفاهیم

هدف اصلی علم فیزیک توصیف تمام پدیده‌های طبیعی قابل مشاهده برای بشر توسط مدل‌های ریاضی (به اصطلاح کمی کردن طبیعت)است. تا قبل از قرن بیستم، با دسته بندی پدیده‌های قابل مشاهده تا آن روز، فرض بر این بود که طبیعت از ذرات مادی تشکیل شده‌است و تمام پدیده‌ها به واسطهٔ دو نوع برهمکنش بین ذرات (برهمکنش‌های گرانشی و الکترومغناطیسی) رخ می‌دهند. برای توصیف این پدیده‌ها نظریه‌های زیر به تدریج شکل گرفته و تکامل یافتند:

    مکانیک کلاسیک (توصیف رفتار اجسامی که اندازه‌ای معمولی دارند و با سرعتی معمولی در حال حرکتند)

    الکترومغناطیس(توصیف رفتار مواد و اجسام دارای بار الکتریکی)

    ترمودینامیک و مکانیک آماری (توصیف پدیده‌های مرتبط با گرما بر حسب کمیت‌های ماکروسکوپی و یا میکروسکوپی)

به مجموع این نظریه‌ها فیزیک کلاسیک گفته می‌شود.

در ابتدای قرن بیستم پدیده‌هایی مشاهده شدند که توسط این نظریه‌ها قابل توصیف نبودند. بعد از پیشرفتهای بسیار بنیادی در ربع اول قرن بیستم نظریه‌های فیزیکی با نظریه‌های کاملتری که این پدیده‌ها را نیز توصیف می‌کردند جایگزین گشتند. مهم‌ترین تغییر تشکیل دو دینامیک متفاوت برای اجسام ریز و اجسام بزرگ است. چون دینامیک اجسام بزرگ از لحاظ فلسفی به دینامیک قبلی نزدیکی زیادی دارد( بر خلاف دینامیک اجسام ریز که فلسفه‌ای کاملاً متفاوت با آن دو دارد) نظریه‌ها به دو دسته استفاده کننده از دینامیک بزرگ (اصطلاحاً کلاسیک) و کوانتمی تقسیم شدند.نظریه‌های فیزیک مدرن عبارت اند از:

    نسبیت عام (برهمکنش گرانشی و دینامیک اجسام بزرگ)

    مکانیک کوانتمی (دینامیک اجسام ریز)

    مکانیک آماری (حرکت آماری ذرات بر پایه دینامیک کوانتمی)

    الکترودینامیک کلاسیک (برهمکنش الکترومغناطیسی و نسبیت خاص)

بعدها با پیدا شدن دو برهمکنش دیگر (برهمکنش هسته‌ای قوی و برهمکنش هسته‌ای ضعیف) برای فرمولبندی آنها هم اقدام شد و از نسبیت خاص برای تمام نظریه‌ها استفاده شد و کل نظریه‌ها عبارت شدند از :

۱- نسبیت عام

۲-مکانیک آماری

۳- الکترودینامیک کوانتومی QED (برهمکنش الکترومغناطیسی و دینامیک کوانتومی)

۴-کرومودینامیک کوانتومی QCD (برهمکنش هسته‌ای قوی و دینامیک کوانتومی)

۵-نظریه ضعیف کوانتومی (برهمکنش هسته‌ای ضعیف و دینامیک کوانتمی بعداً با تلفیق با الکترودینامیک نظریه الکترو ضعیف کوانتومی را ساخت)

تمام این نظریه‌ها به جز نسبیت عام از دینامیک کوانتومی استفاده می‌کنند. به مجموعه‌ای ازQED وQCD ونظریه ضعیف اصطلاحآ مدل استاندارد ذرات بنیادی گفته می‌شود.

امروزه بسیاری از فیزیکدانان به دنبال متحد کردن چهار برهمکنش (نظریه وحدت بزرگ) می‌باشند که مشکل اصلی وارد کردن گرانش و استفاده از دینامیک کوانتومی برای گرانش می‌باشد. نظریه‌های گرانش کوانتومی و به خصوص نظریه ریسمان از نمونه‌های این تلاشها است. همچنین بیشتر نظریه‌های جدید از مفهومی به نام میدان استفاده می‌کنند که به نظریه‌های میدان مشهور هستند.

پنیوماتیك

توجه :در پایان مقاله چند لینک مفید مرتبط جهت مطالعه بیشتر عزیزان قرار داده شده است!

 

نیوما در زبان یونانی یعنی تنفس باد و پنیوماتیك علمی است كه در مورد حركات و وقایع هوا صحبت می كند امروزه پنیوماتیك در بین صنعتگران به عنوان انرژی بسیار تمیز و كم خطر و ارزان مشهور است و از آن استفاده وافر می كنند.

 

خواص اصلی انرژی پنیوماتیك به شرح زیر است:

عامل اصلی كاركرد سیستم پنیوماتیك هواست و هوا در همه جای روی زمین به وفور وجود دارد.

هوای فشرده را می توان از طریق لوله كشی به نقاط مختلف كارخانه یا مراكز صنعتی جهت كاركرد سیستم های پنیوماتیك هدایت كرد.

هوای فشرده را می توان در مخازن مخصوص انباشته و آن را انتقال داد یعنی همیشه احتیاج به كمپرسور نیست و می توان از سیستم پنیوماتیك در مكان هایی كه امكان نصب كمپرسور وجود ندارد نیز استفاده نمود .

افزایش و كاهش دما اثرات مخرب و سوئی بر روی سیستم پنیوماتیك ندارد و نوسانات حرارتی از عملكرد سیستم جلوگیر ی نمی كند.

هوای فشرده خطر انفجار و آتش سوزی ندارد به این دلیل تاسیسات حفاظتی نیاز نیست.

قطعات پنیوماتیك و اتصالات آن نسبتا ً ارزان و از نظر ساختمانی قطعاتی ساده هستند لذا تعمیرات آنها راحت تر از سیستم های مشابه نظیر هیدرولیك می باشد.

هوای فشرده نسبت به روغن هیدرولیك مورد مصرف در هیدرولیك تمیز تر است و به دلیل این تمیزی از سیستم پنیوماتیك در صنایع دارویی و نظایر آن استفاده می شود .

سرعت حركت سیلندر های عمل كننده با هوای فشرده در حدود 1 الی 2 متر در ثانیه است و در موارد خاصی به 3 متر در ثانیه می رسد كه این سرعت در صنایع قابل قبول است و بسیاری از عملیات صنعتی را می تواند عهده دار شود.

عوامل سرعت و نیرو در سیستم پنیوماتیك قابل كنترل و تنظیم است .

عناصر پنیوماتیك در مقابل بار اضافه مقاوم بوده و به آنها صدمه وارد نمی شود مگر اینكه افزایش بار سبب توقف آنها گردد .

تعمیرات و نگه داری سیستمای پنیوماتیك بسیار كم خطر است زیرا در انرژی های قابل مقایسه نظیر برق خطر جانی و آتش سوزی و در هیدرولیك انفجار و خطر جانی وجود دارد اما در پنیوماتیك خطر جانی به صورت جدی وجود ندارد و آتش سوزی اصلا ً وجود ندارد و بدین دلیل در صنایع جنگ افزار سازی از سیستم تمام پنیوماتیك استفاده می شود .

 

معایب سیستم پنیوماتیك به شرح زیر است:

چون سیال اصلی مورد استفاده در سیستم پنیوماتیك هوای فشرده است و جهت تهیه هوای فشرده باید با كمپرسور آن را فشرده كرد همراه هوای فشرده شده مقداری رطوبت و ناخالصی هوا و مواد آئروسل وارد سیستم شده و سبب برخی خرابی در قطعات می شود لذا باید جهت تهیه هوای فشرده فیلتراسیون مناسب استفاده نمود .

هزینه استفاده از هوای فشرده تا حد معینی اقتصادی می باشد و این میزان تا وقتی است كه فشار هوا برابر 7 بار و نیروی حاصله با توجه به طول كورس و سرعت حداكثر بین 20000 تا 30000 نیوتن می باشد.

به طور خلاصه می توان گفت كه جهت قدرت های فوق العاده زیاد مقرون به صرفه تر است از نیروی هیدرولیك استفاده شود .

هوای مصرف شده در سیستم پنیوماتیك در هنگام تخلیه از سیستم دارای صدای زیادی است كه این مسئله نیاز به كاربرد صدا خفه كن را الزامی می كند.

به علت تراكم پذیری هوا به خصوص در سیلندر های پنیوماتیكی كه زیر بار قرار دارند امكان ایجاد سرعت ثابت و یكنواخت وجود ندارد كه این مسئله از معایب پنیوماتیك به شمار می رود اما قابل ذكر است كه اخیرا ً یك نوع سیلندر كه بجای شفت سیلندر از نوار لاستیكی استفاده می كند ساخته شده است كه این عیب را بر طرف می كنند .

 

به طور كلی در مقایسه مزایا و معایب پنیوماتیك می توان گفت با توجه به مزایای بسیار نسبت به معایب كمتر می توان از پنیوماتیك بعنوان یك انرژی شایسته در صنایع استفاده كرد به خصوص با توجه به مزیت تمیزی سیستم تعمیر و نگه داری راحت تر ، نداشتن خطر جانی جهت پرسنل عملیاتی و تعمیراتی در سیستم كه در سیستم های دیگر نظیر الكتریك و هیدرولیك وجود ندارد ضمنا این سیستم بی همتاست و گاهی فقط از این سیستم در جهت عملیات تولیدی باید استفاده شود نظیر : صنایع غذایی ، دارویی ، جنگ افزار كه حتما ً عملیات تولیدی توسط سیستم پنیوماتیك انجام می پذیرد.

 

آشنایی با سیلندرهای پنیوماتیک مدل DNC فستو

 

آشنایی با سیلندرهای پنیوماتیک مدل ADVU / ADVUL فستو

 

آشنایی با سیلندرهای پنیوماتیک مدل DSNU / ESNU

 

آشنایی با واحدهای مراقبت سری D فستو

 

آشنایی با اتصالات QS & QSB فستو

 

ولو های سولنوئیدی فستو Festo Solenoid Valve for any application

تولید تجهیزات الکترونیکی بهینه با اختراع محقق ایرانی میکروالکترونیک

تولید تجهیزات الکترونیکی بهینه با اختراع محقق ایرانی میکروالکترونیک عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد موفق به ابداع و ثبت اختراع افزاره سیلیکون بر روی الماس با عایق دولایه در اداره ثبت اختراعات آمریکا شد که در تولید ادوات الکترونیکی نیمه‌هادی از جمله کوچک سازی ترانزیستورها و بهبود کارایی ترانزیستورها کاربرد دارد.

 دکتر آرش دقیقی، دانش آموخته دکتری مهندسی برق (ادوات میکروالکترونیک) از دانشگاه ایالتی واشنگتن و عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد اظهار کرد: پیشبرد فناوری کوچک‌سازی افزاره و بهبود رفتار مدارات سیلیکون روی عایق، هدف اصلی من در انجام تحقیقاتی بوده که منتج به اختراع شده ‌است.

وی با بیان این که افزایش جریان نشتی که ناشی از کاهش طول کانال به اندازه چندین نانومتر است از مهم‌ترین موانع کوچک‌سازی نانوافزاره‌ها است، گفت: در این اختراع با استفاده از نانوساختاری جدید، جریان نشتی افزاره کاهش یافته و امکان اسکِیلینگ برای نسل بعدی فراهم شده‌است. نتایج شبیه‌سازی، کاهش 40 تا 200 درصدی جریان نشتی را برای افزاره‌ 22 نانومتری سیلیکون روی عایق نشان می‌دهد. همچنین با کوچک‌سازی افزاره تا محدوده نانومتری، مقاومت بدنه افزایش زیادی یافته است، به طوری‌که تغییرات پاسخ فرکانسی ترانزیستور روی هدایت خروجی نانوترانزیستور باعث افزایش اثرات غیرخطی مدارات شده ‌است.

وی افزود: با استفاده از فناوری نانو در این اختراع، می‌توان مقاومت بدنه را تنظیم کرد. همچنین نتایج شبیه‌سازی تقویت کننده نویز پایین 45 نانومتر، مؤید بهبود رفتار خطی مدار است.

دقیقی درباره کاربرد اختراع خود اظهار کرد: لازم است در این مورد با ذکر مثالی توضیح مختصری در مورد روند پیشرفت فناوری ساخت ادوات نیمه‌هادی ارائه دهم. همگی ما با موضوع به روزرسانی رایانه آشنایی داریم. اگر دقت کنیم، هزینه‌ای که برای به روزرسانی رایانه شخصی خود انجام می‌دهیم، در یک دوره سه ساله تقریباً یکسان است. در صورتی‌که در این دوره کارایی سیستم چندین برابر افزایش پیدا کرده ‌است. حافظه دیسک سخت، حافظه موقت و حجم پردازش اطلاعات توسط واحد پردازنده مرکزی افزایش یافته ‌است. دلیل آن، رشد صنعت نیمه‌هادی است. این رشد، در صنایع دیگر به ندرت دیده می‌شود. به طور مثال، در صنعت خودروسازی، انتظار آن نمی‌رود که سرعت خودرو طی سه سال، دو برابر شود.

وی خاطرنشان کرد: دلیل اصلی رشد صنعت نیمه‌هادی، تعهد شرکت‌های فعال در این صنعت به مفهوم «قانون مور» است که به طور ساده بیان می‌کند که تعداد ترانزیستور در مدارات مجتمع حدوداً هر یک سال و نیم دو برابر می‌شود. گسترش مفهوم این قانون به تمامی زیرمجموعه‌های صنعت نیمه‌هادی منتج به رشد سریع آن شده است. به همین دلیل، کوچک‌سازی مستمر ترانزیستور انجام یافته است که تحت عنوان «اسکیلینگ» از آن یاد می‌شود. از مهم‌ترین موانع کوچک‌سازی مستمر، افزایش جریان نشتی ترانزیستور و روند صعودی توان مصرفی مدارات است.

دقیقی افزود: با توجه به پیشرفت فناوری کوچک‌سازی افزاره نیاز به کاهش جریان نشتی و بهبود مشخصات الکترواستاتیکی ترانزیستور احساس می‌شود. کاستن پیچیدگی طراحی و عدم افزایش توان مصرفی لوازم الکترونیک قابل حمل از جمله محاسن بهبود خطی مدارات است.

وی تصریح کرد: امکان استفاده از این دستاورد در صنعت نیمه‌هادی و طراحی مدارات الکترونیک مجتمع به طور گسترده وجود دارد.

دقیقی با اعلام آمادگی خود برای همکاری و ارائه دانش فنی خود به صنعت و سرمایه‌گذاران علاقه‌مند گفت: ایجاد بسترهای لازم جهت طراحی، تولید و ساخت مدارات مجتمع، شرط لازم برای تجاری‌سازی این اختراع در کشور است. استفاده از این اختراع در ادوات الکترونیکی فرکانس رادیویی و کاربرد آن برای پیشبرد اهداف کوچک‌سازی ترانزیستور، باعث بهبود کارآیی آی‌سی‌ها می‌شود. تبدیل شدن نتایج تحقیقات به محصول مشخص، آمادگی بستر فوق را می‌طلبد.

این پژوهشگر که اختراع دیگرش با عنوان «روش بهبود خطی مدارات فرکانس رادیویی ماسفت سیلیکون روی عایق» نیز در اداره‌ ثبت اختراعات آمریکا در مرحله انتشار (Publish) است، این اختراعات را حاصل تحقیقات شخصی و طرح‌های برون دانشگاهی عنوان کرد و عدم حمایت و پرداخت لازم از سوی دانشگاه برای ثبت اختراع و ثبت امتیاز لازم جهت ارتقای مفهوم پتنت را از موانع و مشکلات پیش روی محققانی که قصد ثبت اختراع دارند، عنوان کرد.

عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد با تقدیر از حمایت‌های ستاد ویژه توسعه فناوری نانو از ثبت اختراعات، این اقدام را گامی جسورانه خواند و تاکید کرد: عدم پرداخت حمایت‌های مالی و غیر مادی قطعا می‌تواند ثبت اختراعات را با مشکل جدی مواجه کند.

وی خاطرنشان کرد: حمایت‌های ستاد ویژه توسعه فناوری نانو از اختراعات 80 درصد مبلغ کل ثبت اختراع است که الزام مخترع به پرداخت 20درصد حق ثبت اختراع، به طور حتم بر روند ثبت تاثیرگذار است. با توجه به اهمیت مفهوم پتنت و مقایسه آماری آن با دیگر مواردی که توسط ستاد نانو شامل پرداخت حمایت می‌شود، به نظر می‌رسد که حمایت تشویقی مالی و امتیازی به مراتب بیشتر از یک مقاله ساده باید به پتنت‌ها تعلق گیرد که با یک نگاه آماری به موضوع، اهمیت آن آشکار ترمی‌شود. لازم است از دید گرایش تخصصی به موضوع توجه خاصی شود. به طور حتم تفاوت آماری زیاد مقالات با ضرایب تاثیر متفاوت و پتنت‌های ثبت شده در رشته‌های مختلف دانشگاهی می‌تواند الهام بخش راهکارهای جدیدی در میزان پرداخت حمایت تشویقی و نحوه امتیازبندی باشد.


منبع: ایسنا           

جهان

مولكول سازنده جهان شناسايي شد

محققان دانشگاه آريزونا در پژوهشي كه نظريه مكانيك كوانتومي و قابليت‌هاي تحقيقاتي را به سختي به چالش كشيده، موفق به شناسايي روشي براي مشاهده مولكولي شده‌اند كه احتمالا جهان يا حداقل بخشهاي داغ و آتشين آن از اين جرم ساخته شده است.

اين مولكول يون هيدروژن سه اتمي يا H3+ كه در فضاي گسترده و سرد ميان ستاره‌اي حضور داشته، ممكن است كليد اسرار شكل‌گيري اولين ستاره‌ها را پس از انفجار بزرگ در اختيار داشته باشد.

اين محققان ماه‌هاي زيادي را براي انجام محاسباتي به منظور كشف شيوه‌ شناسايي H3+ و رونمايي از نقش اساسي آن در ستاره شناسي و طيف‌سنجي صرف كرده و نتايج خود را در مجله Physical Review Letters منتشر كرده‌اند.

به گفته محققان، بيشتر جهان از انواع مختلف هيدروژن ساخته شده كه شكل H3+ در فضاي ميان‌ستاره‌اي بسيار شايع‌تر است كه يكي از مهمترين مولكولهاي موجود محسوب مي‌شود.

ابن مولكول همچنين پيشرو بسياري از انواع واكنشهاي شيميايي از جمله آنهايي است كه منجر به تركيباتي همچون آب يا كربن كه براي ايجاد حيات مهم هستند، مي‌شوند.

ستاره‌ها در مراحل شكل‌گيري ممكن است بقدري داغ شده كه پيش از ايجاد، منفجر شوند مگر اينكه با استفاده از شيوه خاصي بتوانند انرژي مازاد را آزاد كنند. اينكار از طريق مولكولهايي صورت گرفته كه به آرامي ستاره در حال شكل‌گيري را با تابش نور سرد مي‌كنند و به اعتقاد ستاره‌شناسان تنها مولكولي كه در آن زمان به انجام اين كار مي‌پرداخته، H3+ بوده است.

H3+ يك مولكول باردار الكتريكي موسوم به يون است كه از سه اتم هيدروژن و تنها دو الكترون تشكيل شده است. فقدان يك الكترون منفي باعث شده اين مولكول از يك بار مثبت برخوردار باشد.

محققان يك كد رايانه‌اي را در ابررايانه‌هاي مركز محاسبات با كارايي بالاي دانشگاه آريزونا وارد كرده و به توصيف شيوه‌هايي كه H3+ طبق قوانين مکانیک کوانتومی ارتعاش پيدا كرده، پرداختند.

بر اساس سطح تقريبهاي ايجاد شده در كد رايانه، محققان مي‌توانند نرم‌افزاري ايجاد كنند كه قادر به توصيف دقيق حركت مولكولهاي كوچك يا تقريبي مولكولهاي بزرگ خواهد بود.

نتايج بدست آمده توسط اين دانشمندان با كارهاي محققاني از لهستان، فرانسه، لندن و روسيه و همچنين موسسه مكس‌پلانك آلمان همراه شد كه مولكول H3+ را در آزمايشگاه ايجاد و تائيد كردند كه خطوط طيفي آن با پيش‌بيني‌ها مطابقت دارند.

اين همكاري به محققان اجازه داده تا براي اولين بار به تعيين خطوط طيفي H3+ براي انواع خاص حركات ارتعاشي در زمان آزادسازي فوتونها توسط يون با طول امواج نزديك به مرئي بپردازند. اين طول موجها به رنگ پرتوهاي سبك H3+ از فضاي ميان ستاره‌اي به سمت زمين كمك مي‌كنند.

شناخت سطوح ارتعاشي و خطوط طيفي H3+ به ستاره شناسان و اخترشيميدانان اجازه خواهد داد تا به غربالگري سيل خطوط طيفي پرداخته و تركيبات عنصري اجسام در فضا را شناسايي كنند.

همچنين اين كار به دانشمندان در پيش‌بيني قابليتهاي سردكننده H3+ و ساخت يك سناريوي محتمل براي چگونگي شكل‌گيري اولين ستارگان پس از انفجار بزرگ كمك خواهد كرد.

شتاب انبساط جهان

دستاورد بي‌سابقه دانشمندان درباره شتاب انبساط جهان

محققان مؤسسه فیزیک و ریاضیات جهان كاولي و دانشگاه ملي فناوري نارا، در مطالعه‌اي بي‌سابقه از کوازارهاي داراي عدسي گرانشي براي سنجش تاريخ انبساط جهان استفاده كرده‌اند.

نتايج اين پژوهش به ارائه شواهد قدرتمندي از شتابنده بودن انبساط جهان پرداخته است.

تا كنون مشاهداتي از اين انبساط كيهاني شتابنده از جمله ابرنواختر دور كه نوبل فيزيك 2011 را براي محققان خود به ارمغان آورد، انجام شده است.

نتايج اين تيم تحقيقاتي كه در مجله Astronomical Journal منتشر خواهد شد، به تائيد اين انبساط فزاينده با استفاده از رويكرد كاملا متفاوت پرداخته‌اند كه شرايط را براي انرژي تاريك تقويت مي‌كند.

كوازار يا اخترنما به اجسام بسيار نوراني گفته مي‌شود كه نيروي خود را از به هم پيوستگي گاز در ابر سياه‌ چاله‌هاي مركز كهكشان‌هاي دور بدست مي‌آورند. يك كوازار معمولا در فاصله بسيار دور قرار دارد.

همگرايي گرانشي كه در آن يك جسم دور در اثر گرانش يك جسم پس زمينه به دو يا چند تصوير تقسيم مي‌شود ابتدا در سال 1979 كشف شده و از آن زمان بيش از 100 كوازار داراي همگرايي گرانشي گزارش شده‌اند.

محققان به بررسي مجموعه عظيم داده‌هاي تلسكوپ اسلوان براي كوازارهاي داراي همگراي گرانشي پرداختند. طي 10 سال آزمايش دقيق 100 هزار كوازار، اين تيم با موفقيت توانستند نزديك 50 كوازار داراي همگرايي گرانشي را كشف كرده و نمونه‌هاي سراب جهان را افزايش دهند.

فراواني همگرايي گرانشي كه با شمارش تعداد كوازارها در يك كاتالوگ قابل سنجش بوده، به دانشمندان اجازه مي‌دهد تا سرعت انبساط جهان را استنباط كنند؛ چرا كه انبساط فزاينده، فاصله بين كوازارها و در نتيجه امكان همگرايي گرانشي را افزايش مي‌دهد.

اين محققان امكان همگرايي گرانشي را در ميان كوازارهاي دور تا حدود 0.05 درصد اندازه‌گيري كردند كه با محاسبات دقيق نظري براي استخراج اطلاعات در مورد تاريخ انبساط به مقايسه گذاشته شد.

نتيجه اين مقايسه نشان داده كه در حقيقت انبساط جهان با شتاب انجام مي‌گيرد كه از وجود انرژي تاريك در آن خبر مي‌دهد.

قرآن و علم

آهن از کجا آمده است؟

خداوند در قرآن می فرمایند:

* وَأَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ (الحدید:25)

و آهن را فروفرستادیم که در آن نیرویی است سخت و سودهایی برای انسان ها..."

در گذشته، اینگونه تصور می شود که زمانی زمین قسمتی از خورشید بوده و بعد از آن جدا شده است بنابراین دانشمندان فکر می کردند که آهن در خورشید تشکیل شده است اماغلط بودن این تفکر به اثبات رسیده است، زیرا دمای سطح خورشید 6000 درجه سلسیوس است و دمای هسته آن بین 15 تا ۱۶ میلیون درجه کلوین است و با این دما آهن نمی تواند شکل بگیرد. کل دمای منظومه شمسی به اندازه ای نیست که آهن را به وجود بیاورد.


خورشید فقط یک توپ پر از گاز است که هرگز دارای آهن نمی باشد و آهن موجود در زمین به گونه ای دیگر به وجود آمده است. آهن برای به وجود آمدن به دمای 600 میلیون درجه نیاز دارد. دانشمندان می گویند که چنین درجه حرارتی فقط در ستاره هایی پیدا می شود که جرمشان حداقل هشت برابر جرم خورشید است.در این ستارگان جوش هسته ای با تبدیل هیدروژن به هلیوم شروع می شود و این جوش تا زمانی که آهن تشکیل شود ادامه می یابد و آهن نمی تواند به عنصر سنگین تر تبدیل شود زیرا بیشترین دمای انقیاد را دارد.اتم های آهن برای تشکیل نیاز به انرژی دارند بنابراین تعادل داخل ستاره به هم می خورد و ستاره به یک ابرنواخترتبدیل می شود و شهاب هایی که دارای آهن و دیگر فلزات هستند به وجود می آیند و با زمین و دیگر سیارات برخورد می کنند.


دانشمندان تحول بقایای ابرنواختر 1987A را، به کمک ابزارهای سوار بر ماهواره های علمی بین المللی متعدد، دنبال کردند و همه نوع اطلاعات جالب را جمع آوری کردند که برخی از آنها به این شرح اند:
رها شدن نوترینو در انفجار ابرنواختری به کمک دو آشکار ساز نوترینو در ژاپن و کانادا تائید شد.به مدت دو هفته پس از انفجار امواج رادیویی شکار میشدند.
در ماه مه سال 1987 مقادیر قابل توجهی مواد شیمیایی در بقایای انفجار آشکار شدند که نشان می داد ستاره مرحله غول سرخی را پشت سر گذاشته است.
در ماه ژوئیه 1987 ماهواره و تلسکوپ پرتو ایکسی به ایستگاه فضایی روسی، میر، متصل شد و پرتوهای ایکس آشکار کرد.
از ماه اوت تا نوامبر 1987 ، پرتوهای پر انرژی گاما که درواپاشی عناصر رادیو اکتیو شکل گرفته در هسته ستاره رها شده بودند، آشکار شدند. در میان این عناصر نیکل هم بود که در واپاشی به کبالت تبدیل می شود که خود بی درنگ تبدیل به آهن پایدار می شود. این کشف بسیار جالب توجه بود چون این نظریه را، که عناصر سنگین همچون آهن که سازنده زمین اند در ابرنواخترها شکل می گیرند، تائید می کرد.

ابرنواختر: انفجار نهایی یک ستاره سنگین را ابرنواختر می‌نامند ولی خورشید ما هیچ‌گاه انفجاری این‌چنین را تجربه نخواهد کرد چراکه حداقل جرم مورد نیاز برای وقوع یک ابرنواختر، هشت برابر جرم خورشید ما است.

ستارگانى که جرم بالایى دارند و به اصطلاح بسیار پرجرم‌تر از دیگر ستارگان هستند از «غول سرخ» تبدیل به «اَبر غول سرخ» مى‌شوند. ابرغول ده‌ها بار بزرگ‌تر از غول سرخ است. ابرغول طى یک رشته واکنش‌هایى که طى میلیون‌ها سال رخ مى‌دهد، پس از آن که به بزرگ‌ترین حالت خود رسید به صورت یک «اَبَرنواَختر» (Super Nova) منفجر مى‌شود و نور بسیار زیادى را که حاصل آزادسازى انرژى‌هاى خود است را به محیط اطراف آزاد مى‌کند. وقتی انفجار ابرنواختری روی می‌دهد، نورانیت ستاره به طور شگفت‌انگیزی زیاد می‌شود، روشنایى حاصل از انفجارهاى ابرنواخترها به میزان روشنایى میلیاردها ستاره همچون خورشید است که در کنار یکدیگر قرار گرفته باشند. ابرنواختر به چنان نورانیتی دست می‌یابد که با مجموع نورانیت‌های تمام ستارگان یک کهشکان برابری می‌کند.

در فواصل نزدیک، تنها معدودی ابرنواختر مشاهده شده، اما در کهکشان‌های دیگر در بخش‌های مختلف جهان، صدها ابرنواختر عکسبرداری شده و از این مشاهدات، دانشی درباره‌ی ویژگی‌های مختلف آن‌ها به دست آمده است. هنگامی که ابرنواختر منفجر می‌شود نورانیت آن در خلال یک روز یا بیش‌تر، به حداکثر می‌رسد. پس از رسیدن ابرنواختر به حداکثر، درخشندگی آن کاهش پیدا می‌کند. نورانیت به آرامی کاهش می‌یابد و چند ماه طول نمی‌کشد که ابرنواختری در یک کهکشان نزدیک از نظر ناپدید شود.

محاسباتی که در مورد سرنوشت ستاره‌های غول سرخ بسیار پرجرم‌تر از خورشید صورت گرفته است، علت انفجارهای ابرنواختری را از پرده‌ی ابهام بیرون آورده است. مشخص شده است که در اواخر فاز غول سرخی، هسته‌ی کربنی به آرامی فرو می‌ریزد و سرانجام به دمایی بسیار بالا می‌رسد. ستاره‌های کم جرم‌تر هرگز به چنین دماهایی نمی‌رسند، اما در ستاره‌های پرجرم، رسیدن به دمایی تا 600 میلیون درجه امکان پذیر است. محاسبات و آزمایش‌ها نشان می‌دهند که اگر چنین دمایی حاصل شود، کربن هسته‌ی ستاره، واکنش تبدیل را ـ همانند تبدیلی که پیش‌تر هلیوم و هیدورژن در مراحل قبلی زندگی ستاره داشتند ـ آغاز می‌کند و عناصر باز هم سنگین‌تری مانند نئون به وجود می‌آورد. سپس، این تبدیل هسته‌ی ستاره را باز هم داغ‌تر می‌کند و فشار تولید شده از این انرژی، موقتاً جلوی انقباض هسته را می‌گیرد. اما، پس از دوره‌ای کوتاه، کربن هسته‌ی ستاره تمام می‌شود و هسته به دلیل نبودن هیچ منبع تولید فشار رو به بیرون، دوباره انقباض را شروع می‌کند. هنگامی که هسته‌ی ستاره بیش‌تر و بیش‌تر منقبض می‌شود و به دمای باز هم بیش‌تری رسید، بار دیگر واکنش‌های هسته‌ای دیگری، مانند سوزاندن نئون، می‌تواند آغاز شود. این مراحل متوالی، تا تولید عناصر سنگین متعددی در مغزی، ادامه می‌یابند. در هسته‌ی ستاره نئون به اکسیژن، سپس اکسیزان به سلیسیوم و در نهایت سیلسیوم به نیکل و نیکلبه آهن تبدیل می‌شود. این فرایند‌ها نسبتاً سریع روی می‌دهد، و بسته به جرم ستاره، در طی تنها چند هزار سال یا کم‌تر، سرانجام زمانی می‌رسد که به طور طبیعی دیگر تولید عناصر سنگین‌تر در هسته‌ی ستاره متوقف می‌شود.

دلیل توقف نهایی در عنصرسازی، در ماهیت کاملاً خاص عنصر آهن نهفته است. وقتی که چرخه‌ی تولید عنصر در هسته‌ی ستاره به آهن می‌رسد، بر خلاف سابق، که عنصرهای سبک‌تر شکل می‌گرفتند و انرژی آزاد می‌کردند، شرکت آهن در چنین واکنش هسته‌ای، انرژی آزاد نمی‌کند بلکه آن را جذب می‌کند. بنابر این هنگامی که آهن شکل می‌گیرد، به عوض تأمین انرژی بیش‌تری برای هسته‌ی ستاره، انرژی آن را مصرف می‌کند. از این رو، آهن عنصر نهایی است.

به سبب نبودن هیچ منبع انرژی، هسته‌ی آهنی ستاره ابزاری برای جلوگیری از انقباض بیش‌تر خود ندارد، هسته‌ی آهنی بر روی خود خراب می‌شود و این رویداد چنان سریع اتفاق می‌افتد که در ظرف فقط چند ثانیه اندازه‌ی آن به 10 تا 50 کیلومتر می‌رسد. در این نقطه، چگالی چنان بالا و دما چنان زیاد است که حتی عناصر سنگین‌تر از آهن نمی‌توانند تولید شوند، مگر برای ثانیه‌هایی بس کوتاه. در واقع، احتمالاً به این دلیل است که می‌بینیم در طبیعت، عناصر سنگین‌تر از آهن بسیار کمیاب‌تر از عناصر سبک‌تر از آهن هستند. خراب شدن هسته‌ی ستاره در این زمان چنان شدید صورت می‌گیرد که در پی خود، ماده را به همان شدت به بیرون پرت می‌کند و ماده با انرژی بسیار زیادی به فضا پرتاب می‌شود. این همان انفجار است که به صورت فوران ابرنواختری می‌بینیم و مواد پراکنده شده از آن در فضا، سرانجام باقیمانده‌ی ابرنواختر را تشکیل می‌دهند.

در خلال انفجار، مقدار زیادی از جرم کل ستاره، و شاید نصف آن، برای همیشه از ستاره دور می‌شود. این مواد نهایتاً در محیط عمومی میان ستاره‌ای پراکنده می‌شوند و با گاز هیدروژن که فراوان‌ترین گاز میان ستاره‌ای است، در هم می‌آمیزند. از روی این شواهد است که اخترشناسان عقیده دارند بیش‌تر عناصر سنگین‌تر از هیدروژن و هلیوم در جریان فوران‌های ابرنواختری شکل گرفته‌اند. خورشید و زمین، که حاوی مقادیر قابل توجهی از چنین عناصر سنگینی هستند، آنها را از انفجار ابرنواختری‌ای کسب کرده‌اند که در دوره‌ای از تاریخ کهکشان ما، پیش از شکل‌گیری خود خورشید از مواد میان ستاره‌ای، منفجر شده‌اند. از این رو، بسیاری از اتم‌های سازنده‌ی شما در طی رویدادهای آشوبناکی که به انفجار ابرنواخترهایی پیش‌تر از 5 میلیارد سال پیش انجامیده، شکل گرفته‌اند.

اجازه بدهید میزان عناصر موجود در خورشید را مورد بررسی قرار بدهیم:

ترکیب فتوسفیری (برحسب جِرم)

هیدروژن ۷۳٫۴۶ ٪[۸]
هلیوم ۲۴٫۸۵ ٪
اکسیژن ۰٫۷۷ ٪
کربن ۰٫۲۹ ٪
آهن ۰٫۱۶ ٪
گوگرد ۰٫۱۲ ٪
نئون ۰٫۱۲ ٪
نیتروژن ۰٫۰۹ ٪
سیلیکون ۰٫۰۷ ٪
منیزیوم ۰٫۰۵ ٪

همانطور که در جدول فوق مشاهده می کنید آهن تنها ۰.۱۶ درصد از کل جرم خورشید را تشکیل می دهد. اما بیش از ۳۲ درصد از جرم زمین از آهن تشکیل شده است و وجود آهن، در ایجاد میدان مغناطیسی اطراف زمین از اهمیت بالایی برخوردار است.

اگر بتوانيم زمين را به ستون هاي جداگانه مواد معدني تقسيم كنيم در آنصورت 32.1 درصد آهن، 30.1 درصد اكسيژن، 15.1 درصد سيليكون و 13.9 درصد مگنيزيم مي باشد. طبعأ اكثر اين مقدار آهن در هسته زمين قرار دارد. اگر بتوانيد به زير زمين برويد و هسته آن را بررسي كنيد، مي بينيد كه 88 درصد از آهن تشكيل شده است. هسته مذاب آهني زمين يك ميدان مقناطيسي ايجاد مي كند. زمين شبيه يك مقناطيس بزرگ است كه در بالا و پائين و در واقع نزديك به قطب هاي جغرافيايي داراي قطب هاي مقناطيسي مي باشد. اين ميدان مقناطيسي از سطح زمين تا هزاران كليومتر به دور امتداد يافته و منطقه اي را ايجاد كرده كه بنام مقناطيس كره ( مگنتوسفر) ياد مي شود. ما بايد مديون مقناطيس كره باشيم، زيرا در نبود آن ذرات باد هاي خورشيدي با زمين برخورد نموده و سطح آن را در معرض مقدار زياد تشعشعات يا تابش هاي خورشيدي قرار مي دهد. اما مقناطيس كره باد هاي خورشيدي را به دور زمين هدايت نموده و ما را در برابر آسيب آن محافظت مي كند. دانشمندان فكر مي كنند كه ميدان مقناطيسي توسط هسته بيروني مذاب زمين؛ جائيكه گرما، باعث ايجاد حركت انتقالي گرماي ذرات هدايت شده مي گردد. اين امر باعث ايجاد جريان هاي الكتريكي مي گردد كه ميدان مقناطيسي را بوجود مي آورد.

 بنابراین آهن از یک محلی دیگر به زمین آمده است. سپس زمین در اثر برخورد شهاب های دارای آهن دارای گرد وغبار زیادی شد و شهاب ها با سرعت زیادی که داشتند به طرف مرکز زمین رفتند. و این چیزی است که قرآن در ۱۴۰۰ سال پیش می گوید و از نزول و فرو فرستادن آهن سخن می گوید. آیا همین موضوع به تنهایی برای جویندگان حقیقت کافی نیست تا به این حقیقت ایمان بیاورند که قرآن کلام آفریدگار است.

منابع:

http://dr-hesabi.org/post-30.aspx

 http://www.noojum.com/top-news/80-top-news/2706-supernova-explosive-stars.html

http://gabrielmmjj.blogfa.com/page/hadis4.aspx

http://en.wikipedia.org/wiki/Supernova_nucleosynthesis

http://en.wikipedia.org/wiki/Silicon_burning_process

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%88%D8%B1%D8%B4%DB%8C%D8%AF


نیمه  پنهان جهان در صدودهمین باشگاه نجوم تهران

یکصد و دهمین باشگاه نجوم تهران عصر چهارشنبه 26 مرداد در تالار اجتماعات دانشکده فیزیک دانشگاه تهران برگزار می‌شود. این باشگاه در ساعت 16 و با برنامه آسمان در این ماه که توسط پاشا مجیدی اجرا می‌شود آغاز میگردد. پس از وی احسان مهرجو وضعیت رویت پذیری هلال ماه شوال را در برنامه‌ای کوتاه ارائه خواهد کرد.

در برنامه بعدی کاظم کوکرم از رصدگران با تجربه آسمان شب استفاده کامل و دقیق از اطلس های نجومی را در سخنرانی خود ارائه خواهد کرد. وی معتقد است بسیاری از رصد گران و کاربران اطلس های نجومی با نحوه استفاده درست و کامل از این اطلس ها آشنا نیستند.

آریا صبوری سخنران بعدی باشگاه است. معرفی کامل آزمایشگاه علمی مریخ MSL معروف به کنجکاوی و همچنین مدارگرد سیاره مشتری به نام جونو موضوع سخنرانی وی می‌باشد.

آخرین برنامه باشگاه صد و دهم سخنرانی دکتر سپهر اربابی خواهد بود. موضوع سخنرانی دکتر اربابی نیمه پنهان عالم است!

این مجموعه برنامه از ساعت 16 تا 19 عصر چهارشنبه 26 امرداد ماه در تالار اجتماعات دانشکده فیزیک دانشگاه تهران وافع در خیابان کارگر شمالی ( امیر آباد شمالی) روبروی خیابان 19 برگزار می‌شود.

شرکت در برنامه های باشگاه نجوم تهران برای کلیه علاقه‌مندان آزاد است.

20فروردین،سالروز بزرگداشت خود کفایی هسته ای

جمهوری اسلامی ایران،در روز بیست فروردین 1386 ورود به مرحله ی تولید صنعتی سوخت هسته ای و قرار گرفتن در زمره ی کشور های تولید کننده ی سوخت هسته ای را با حضور رئیس جمهور ، مقامات عالیرتبه ی کشور،دانشمندان هسته ای و همچنین، سفرای کشورهای دوست،در مجتمع غنی سازی نطنز جشن گرفت.از اینرو این روز،روز ملی فناوری هسته ای نام گرفت.
البته روز بیست فروردین 1359 روز قطع رابطه ایران و آمریکا نیز میباشد،که به نوبه ی خود به نقطه ی شکوفایی کشورمان نیز تبدیل شده است.
تجربه ی سه دهه انقلاب اسلامی نشان داده است که، وضع هر گونه فشار و تحریم ایران را در استقلال، خود کفایی و پیشبرد برنامه های مربوط به پیشرفت خود مصمم میکند.تهدید به تحریم و اعمال آن، خود دلیل محکمی است مبنی بر لزوم استقلال، خودکفایی و عدم  وابستگی ایران به خارج از کشور.
باید گفت که دستاورد های جمهوری اسلامی ایران در زمینه ی هسته ای ، در اوج تحریم های یک جانبه ی آمریکا صورت گرفته است.
موضوع هسته ای پس از جنگ تحمیلی مهمترین مسئله ای است که جمهوری اسلامی ایران با آن مواجه شده است.
آمریکا و غرب با تمام قوای خود در صحنه های مختلف بین المللی ظاهر شده و با طرح اتهامات و ادعاهای ساختگی و استفاده ابزاری از سازمانها و نهاد های بین المللی تمامی تلاش خود را بر آن قرار دادند که مسیر هسته ای را در ایران متوقف سازند.
بی تردید مقاومتی که در برابر این تلاشها از سوی ملت و نظام جمهوری اسلامی ایران برای حفظ و گسترش دستاوردهای هسته ای خود صورت گرفت، مهمتر از نهضت ملی نفت میباشد.
دشمنان قسم خورده ی ملت، و نظام جمهوری اسلامی ایران سعی کردند با طرح موضوع هسته ای در شورای امنیت ، همانند موضوع ملی شدن صنعت نفت، آن را تهدیدی علیه صلح و امنبت بین المللی جلوه دهند و به این طریق جلوی آن را بگیرند،
اما از این نکته ی مهم غافل بودند که ملت و دولت ایران با این تهدید ها از حقوق خود نخواهد گذشت.

توسعه ی پایدار:

 

كشورهاي برخوردار از فن‌آوري اتمي كه نگران دستيابي ساير كشورهاي در حال توسعه به اين فن‌آوري استراتژيك بودند، مبادرت به ايجاد ساختاري در زير مجموعه سازمان ملل متحد نمودند تا از اين طريق به كنترل ديگران بپردازند. در اين بين پيمان‌هاي مختلفي از جمله پيمان منع گسترش سلاح‌هاي هسته‌اي (NPT)، پيمان منع جامع آزمايش‌هاي هسته‌اي (CTBT)، معاهده منع سلاح‌هاي شيميايي (CWC) و ... طرح وبه تصويب رسيد. ماهيت تمام پيمان‌هاي فوق به صورتي است كه كشورها را به دو دسته داراها كشورهاي داراي سلاح‌هاي هسته‌اي) و ندارها (كشورهاي فاقد سلاح‌هاي هسته‌اي) تقسيم مي‌كند. با اين حال تعداد قابل توجهي از كشورهاي جهان از جمله جمهوري اسلامي ايران علي‌رغم ناعادلانه بودن اين پيمان‌ها فقط به انگيزه صلح‌طلبي تلاش كردند تا به تكنولوژي هسته‌اي دست يابند

از اين رو در شرايطي كه بند 4 پيمان منع گسترش جنگ‌افزارهاي هسته‌اي ـ ان‌پي‌تي ـ، حق امضا كنندگان در برخورداري از فناوري هسته‌اي براي مصارف غير نظامي را به رسميت مي‌شناسد، طرح فعاليت‌هاي هسته‌اي جمهوري اسلامي ايران در مجامع بين‌المللي و تبديل آن از مسئله‌اي فني و حقوقي به بحران سياسي، به چالشي مهم مبدل شده است.
با توجه به اين مطلب كه دستيابي ايران به فناوري هسته‌اي يك پروژه و پرونده ملي و تاريخي است، ايران به دليل تأمين امنيت و حفظ تماميت ارضي، تأثيرگذاري بر محيط منطقه‌اي و جهاني، بازدارندگي و موازنه قدرت در منطقه، كسب پرستيژ بين‌المللي، كاهش هزينه‌هاي نظامي و مزيت‌هاي جانبي فن‌آوري هسته‌اي، خود را ملزم به دستيابي به چرخه كامل سوخت هسته‌اي‌ مي‌بيند.
با اين حال طي سال‌هاي گذشته فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران همواره از سوي كشورهي غربي و سازمان‌هاي بين‌ المللي مورد مخالفت قرار گرفته است و قدرت‌هاي غربي درصدد محروم نمودن ايران از فن‌آوري هسته‌اي برآمده‌اند. از اين رو در نوشتار حاضر ضمن بررسي سابقه تاريخي فعاليت‌هاي هسته‌اي در ايران در دوره پهلوي و دوران پس از انقلاب، به چگونگي طرح پرونده هسته‌اي ايران در مجامع بين‌ المللي و نحوه تغيير روند اين پرونده از مسئله‌اي حقوقي و فني به بحراني سياسي خواهيم پرداخت.

فعاليت‌هاي هسته‌ اي ايران در دوره پهلوي

نخستين تلاش‌هاي بلند پروازانه ايران براي دستيابي به فناوري هسته‌اي به دهه 50 ميلادي باز مي‌گردد، در راستاي روابط ويژه‌اي كه رژيم پهلوي با ايالات متحده برقرار كرده بود، در سال 1958 به عضويت آ‌ژانس بين‌المللي انرژي اتمي (IAEA) درآمد. همچنين در اول جولاي 1968، پيمان عدم تكثير سلاحهاي هسته‌اي (NPT) را پذيرفت و در پنجم مارس 1970،‌آن را در مجلس شوراي ملي به تصويب رساند.
مركز تحقيقات هسته‌اي تهران (TNRC) در سال 1967 و سازمان انرژي اتمي ايران (AEOI) در سال 1974 تأسيس شدند. سازمان انرژي اتمي ايران عهده‌دار ساخت 4 نيروگاه در بوشهر (و دارخوين)، ايجاد تأسيسات آب شيرين در بوشهر، تأمين سوخت و پشتيباني تكنولوژيكي از نيروگاه‌هاي وقرارداد ساخت 4 نيروگاه ديگر در اصفهان و استان مركزي گرديد. هم‌زمان با اين تحولات، نخست دانشگاه تهران و سپس دانشگاه شيراز نيز در زمينه فناوري هسته‌اي به تربيت دانشجو در رشته مهندسي هسته‌اي پرداختند.
سازمان انرژي هسته‌اي ايران كه جهت دستيابي به اهداف مذكور، مذاكره با شركتهاي امريكايي، فرانسوي و آلماني را از اوايل دهه 70 آغاز كرده بود، در سال 1974، طي قراردادي با بنياد پژوهشي استنفورد امريكا (Stanford research institute) به توافقي در خصوص توليد 20 هزار مگاوات برق تا سال 1995 از طريق تأسيس نيروگاه‌هاي هسته‌اي در ايران دست يافت. در اين دوران كه كشورهاي غربي براي ارائه چرخه سوخت هسته‌اي به ايران با يكديگر به رقابت برخواسته بودند، موفق به عقد قراردادهايي از طريق شركت‌هايي نظير زيمنس، يوروديف، كرافت ورك يونيون و ... شدند؛ اما در نهايت با وقوع انقلاب و سرنگوني شاه، تحقيقات و فعاليت‌هاي هسته ايران با تغييرات بسيار مواجه شد.
اگر چه در جريان انقلاب اسلامي عضويت ايران در آژانس و پايبندي به (NPT) و قرارداد پادمان همچنان حفظ شد، اما برنامه‌هاي هسته‌اي به دلايلي همچون عدم تمايل دولت به ادامه فعاليت‌ها، سرباز زدن شركت‌هاي خارجي از تكميل نيروگاه‌ها بر مبناي قراردادها، آغاز جنگ تحميلي و ... به دست فراموشي سپرده شد.
پس از پايان جنگ تحميلي در سال‌هاي 1987 و 1988 بازسازي رآكتورهاي سايت يك و دو بوشهر كه در جريان حملات هوايي عراق آسيب‌ ديده بود، از سرگرفته شد. هنگامي كه شركت كرافت ورك (Kraftwerk) زير فشارهاي امريكا از اتمام نيروگاه بوشهر سرباز زد، كنسرسيومي مركب از شركت‌هاي آرژانتيني، آلماني و اسپانيايي در اواخر 1980 آمادگي خود را براي اتمام نيروگاه بوشهر اعلام نمودند كه طرح آنها نيز با فشارهاي ايالات متحده ناموفق ماند.
در تمامي اين ايام آژانس بين‌ المللي انرژي هسته‌اي بر فعاليت‌ههاي ايران نظارت كامل داشت و حتي آمادگي خود را جهت تبديل «كيك زرد» به سوخت رآكتور به ايران نيز اعلام كرد كه البته اين طرح نيز تحت فشار ايالات متحده در حد يك پيشنهاد باقي ماند.
در شرايطي كه ايران به فعاليت‌هاي هسته‌اي خود تحت نظارت آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ادامه مي‌داد، منابع غربي بارها به انتشار خبرهاي ضد و نقيضي درباره فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران پرداختند. آنها يك بار در سال 1984 خبرهاي مبتني بر مذاكرات ايران با نيجريه جهت خريد اورانيوم را به خبرهاي مبتني بر توليد بمب اتمي از سوي ايران مبدل كردند و بار ديگر در سال 1991 ايران را متهم به خريداري چهار كلاهك هسته‌‌اي از كشور قزاقستان و ...نمودند.
به هر روي پس از كش و قوس‌هاي بسيار ميان تهران، شركت‌هاي اروپايي و حتي چين براي اتمام نيروگاه هسته‌‌اي بوشهر، سرانجام ايران در سال 1995 به توافقي با روسيه براي تكميل اين نيروگاه دست يافت.
اگرچه در سال 1995 دولت كلينتون، روسيه را تحت فشار قرار داد تا قرارداد ساخت سانتريفوژگازي اورانيوم غني‌شده را به هم بزند و همكاري‌هاي ديگر خودرا در زمينه ساخت مجتمع هسته‌اي بوشهر محدود كند، اما نه تنها موفق به تغيير رفتار روسيه و بازداشتن اين كشور از ادامه همكاري‌‌ها با ايران نشد، بلكه روسيه به اضافه نمودن 5 رآكتور ديگر به نيروگاه هسته‌اي بوشهر گامي فراتر از خواسته ‌هاي واشنگتن نيز برداشت.
در اين بين جمهوري اسلامي ايران نيز در فوريه 2001 و در پي گزارشي كه از سوي غلامرضا آقازاده، رئيس سازمان انرژي اتمي ايران به آژانس بين‌المللي انرژي اتمي ارسال شد، رسماً به همكاري‌هاي بيشتر با آژانس بين‌المللي انرژي اتمي سازمان ملل متحد، پاسخ مثبت داد. در شرايطي كه در سال 1992، بازرسان آژانس از معادن اورانيوم ايران ديدن مي‌كردند و در جريان كامل فعاليت‌هاي ايران در مورد پايه‌گذاري يك چرخه كامل سوخت هسته‌اي قرار داشتند، فرافكني‌‌هاي غرب سرانجام در 14 آگوست 2002، نتيجه داد. در اين زمان دو تن از افراد گروهك منافقين در واشنگتن در يك كنفرانس مطبوعاتي به انتشار اخبار و عكس‌هايي مبني بر تأسيس دو سايت هسته‌اي از سوي ايران با قابليت توليد سلاح‌هاي شيميايي و بيولوژيكي پرداختند و تأسيسات هسته‌اي نطنز و اراك را طرحي براي غني‌سازي اورانيوم و پلوتونيوم معرفي نمودند.
از اين پس بود كه نگاه جهانيان بيش از پيش به مسئله هسته‌اي ايران معطوف شد و تأسيسات آب سنگين اراك و غني‌سازي اورانيوم نطنز به عنوان صحت ادعاي كاخ سفيد مبني بر پيروي تهران از سياستي در جهت دستيابي به تسليحات اتمي تلقي گرديد.
اگر چه از آن زمان تاكنون تهران همواره بر صلح‌آميز بودن برنامه‌هاي هسته‌اي خود با هدف كسب انرژي تأكيد داشته، اما از سوي ايالات متحده و متحدان آن، همواره متهم به غير صلح‌آميز بودن برنامه‌هاي هسته‌اي‌اش شده است. ايالات متحده و متحدانش با طرح مسائلي همچون پنهانكاري ايران از فعاليت‌ هاي هسته‌اي در اراك و نطنز، وجود منابع سرشار انرژي در ايران و تعهد روسيه به تأمين سوخت نيروگاه هسته‌اي بوشهر، تلاش‌هاي ايران را در جهت گسترش و ادامه فعاليت‌هاي هسته‌‌اي، غير صلح‌‌آميز خواندند.
امريكا كه خواستار ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت سازمان ملل بود، با نرمش سه كشور اروپايي فرانسه، انگليس و آلمان جهت حل و فصل ديپلماتيك مسئله روبرو شد. از اين رو مذاكرات ديپلماتيك ميان تهران و سه كشور اروپايي آغاز شد و ايران در 21 نوامبر سال 2003 اعلام به امضاي پروتكل الحاقي نمود. 5 اما انتقال جريان مذاكرات از چارچوب حقوقي و فني به ميدان مشاجرات سياسي پس از موافقت‌نامه‌هاي پاريس و سعد‌آباد حاكي از آن بود كه عملاً جنبه‌ي حقوقي موضوع به سايه رانده شده است و ايفاي تعهدات پيش‌بيني شده در موافقت نامه‌ي پاريس اولويت خاص خود را پيدا نموده و نقض اين تعهدات، دلايل كافي را براي ارجاع پرونده به شوراي امنيت فراهم خواهد ساخت.
اروپايي‌ها كه پيش از اين امضاي پروتكل الحاقي از سوي ايران را تضميني محكم محسوب مي‌كردند، عملاً درتوافقنامه پاريس نشان دادند كه تنها به تعليق تمامي فعاليت‌هاي اتمي ايران از جمله فعاليت‌هاي تحقيقاتي رضايت خواهند داد. در شرايطي كه تعهد داوطلبانه سعد آباد حكايت از پذيرش تعهداتي از سوي سه كشور اروپايي شركت كننده در نشست تهران داشت، وزراي خارجه آلمان، فرانسه و انگليس هيچ‌گونه تعهدي را بر عهده نگرفتند و الحاق كامل و بدون قيد و شرط ايران به پروتكل را شرط بررسي چگونگي انجام و پيگيري همكاري با تهران قرار دادند.
در واقع مراحل تعليق در سعد‌آباد، بروكسل و پاريس، حكايت از اجراي تدريجي دكترين برچيدن (Rollback Doctrine) داشت كه در تضاد كامل با منافع ملي ايران قرار مي‌گرفت. از اين رو تصويب قطعنامه‌اي بر عليه ايران در شوراي حكام آژانس بين‌المللي اتمي، نشان از بي‌اعتمادي امريكا و اروپا نسبت به تعليق كامل غني‌سازي اورانيوم براساس توافق پاريس داشت و به ايرانيان ثابت نمود كه توافق پاريس نمي‌تواند موجب تغيير رفتار غرب در قبال چرخه توليد سوخت هسته‌اي ايران باشد. اگر تا اين زمان ميان اروپا و امريكا در روش‌هاي دستيابي به اهداف تفاوت‌هايي وجود داشت، از اين پس مشخص گرديد كه هدف اروپا از توافق پاريس صرفاً اتلاف وقت در راستاي برچيدن چرخه توليد سوخت هسته‌اي ايران است. در واقع تهران متوجه گرديد كه از يك سو آمريكا نوك تيز حملات خود را متوجه ايران كرده و از سوي ديگر اروپا نيز در يك نظام تك‌قطبي خواهان همكاري نزديكي با ايالات متحده امريكا است.
بدين ترتيب رفع تعليق ايران از مركزUCF اصفهان باعث موضع‌گيري و قطع مذاكرات رسمي ميان ايران و سه كشور اروپايي گرديد. اين تصميم پس از آن اتخاذ شد كه اروپا در پيشنهاد مصالحه هسته‌اي خود به تهران بر حق ايران بر غني‌سازي اورانيوم با مقاصد صلح‌آميز، زير نظر آژانس و با تضمين‌هاي لازم براي عدم انحراف به سمت توليد سلاح هسته‌اي اذعان نكرد و خواهان بهره‌مندي ايران از مشوق‌هاي اقتصادي در برابر برچيدن چرخه سوخت و به كنار نهادن حق استراتژيك و حساس كشور در اين زمينه شد.
بدين ترتيب جريان مذاكرات بعد از موافقت نامه‌پاريس با موانع و مشكلاتي مواجه گرديد. از يك سو اروپايي‌ها رويه‌ي تأخير را در پيش گرفتند و از سوي ديگر جريان‌هاي سياسي داخلي ايران از جمله انتخابات رياست جمهوري و نتايج احتمالي آن، به تعليق مذاكرات كمك نمود.
با انتخاب محمود احمد‌ي‌نژاد به سمت رياست جمهوري، روند مذاكرات پيشين نيز مورد انتقاد قرار گرفت. علي لاريجاني به عنوان دبير شوراي امنيت ملي، برنامه‌ي سياست خارجي دولت جديد را در خصوص حل مسأله‌ي هسته‌اي بر مبناي سه گرانيگاه ذيل اعلام داشت:
الف) انتقال مذاكرات از گردونه‌ي تعاملات سياسي با سه كشور اروپايي به چارچوب مذاكرات صرفاً حقوقي با آژنس بين‌المللي انرژي اتمي.
ب) افزايش تعداد دولت‌هاي شركت كننده در مذاكرات آتي.
پ) بهره‌گيري از سياست نگرش به شرق و تشكيل جبهه‌اي در مقابل جبهه‌ي غرب.
با اين اوصاف مناقشه همچنان ادامه يافت و ايران پس از آغاز به كار مركز يو سي اف اصفهان، به راه‌ادازي مراكز ديگر نيز مبادرت ورزيد و در نهايت در 20 فروردين 1385 محمود احمد‌ي‌نژاد خبر دستيابي به چرخه كامل سوخت هسته‌‌اي و ورود ايران به باشگاه هسته‌اي جهان را اعلام نمود.
آژانس بين‌المللي انرژي اتمي نيز كه از سال 2002 تا سپتامبر 2005 شش قطعنامه متوالي با اجماع صادر نموده بود و در همگي آنها از ايران خواسته بود كه هر نوع فعاليت اتمي را متوقف كند، در فاصله سپتامبر 2005 تا فوريه 2006 دو قطعنامه ديگر نيز عليه ايران صادر نمود؛ كه اگر چه جلوگيري از فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را دنبال مي‌كرد اما تهديدهاي بيشتري را نيز متوجه جمهوري اسلامي مي‌نمود.
قطعنامه‌هاي فوق كه خواستار توقف كامل فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران ـ ‌از جمله فعاليت‌هايي كه در چارچوب مقررات NPT و پروتكل الحاقي مشروع و قانوني هستند ـ مي‌گرديد، شرايطي را مهيا نمود كه پرونده هسته‌اي ايران به عنوان اخلال‌گر عرصه امنيت بين‌المللي به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع گردد.
بدين ترتيب شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي تحت تأثير چند قدرت اروپايي و نفوذ ايالات متحده آمريكا، براساس بند 7 منشور سازمان ملل، ايران را به عنوان عامل بي‌ثباتي در صلح و امنيت بين‌المللي شناخت و پرونده هسته‌اي ايران را به شوراي امنيت ارجاع داد تا بحث بر سر چگونگي برخورد با ايران پيش آيد.
در اين بين گروه 1+5 (پنج كشور عضو شوراي امنيت به اضافه آلمان) طي پيشنهادي بسته‌اي حاوي مشوق‌ها و مجازات‌ها را به ايران ارائه داد كه در نهايت مورد قبول ايران واقع نشد. در مجموعه پيشنهادي اروپا از ايران خواسته شده بود تا كليه عمليات مربوط به غني‌سازي و باز فرآوري را طبق درخواست شوراي حكام آژانس بين‌المللي انرژي اتمي و شوراي امنيت سازمان ملل متحد به حال تعليق درآورد و متعهد گردد كه اين وضعيت را در طول مذاكرات آتي ادامه خواهد داد و همچنين اجراي پروتكل الحاقي را نيز از سر گيرد. در مقابل اين درخواست، اروپايي‌ها نيز وعده‌هايي مبني بر بهبود دسترسي ايران به اقتصاد بين‌المللي، بازارها و سرمايه‌ها، از طريق حمايت عملي از جذب ايران در ساختارهاي بين‌المللي شامل تجارت جهاني، و ايجاد چارچوبي براي سرمايه‌گذاري مستقيم بيشتر در ايران و تجارت با ايران (از جمله موافقتنامه‌ تجارت و همكاري اقتصادي با اتحاديه اروپا) مي‌دادند.
پيشنهاد فوق كه از يك تناقض اساسي رنج مي‌برد، در شرايطي كه توقف بي‌قيد و شرط و بدون فوق وقت فعاليت‌هاي هسته‌اي ايران را خواستار مي‌شد، مشوق‌هاي طرف‌هاي اروپايي را منوط و مشروط به مذاكره و چانه‌زني در طول زمان قرار داده بود، بدين ترتيب احتمال اينكه پس از توقف غني‌سازي از سوي ايران، كشورهاي اروپايي نيز تعهدات جديدي را نپذيرند، بيش از پيش قوت يافته بود؛ به ويژه كه ايران تجربه عدم تعهد اروپابه توافق پاريس و سعد‌آباد را نيز پشت سر گذاشته بود.
به هر روي دولت ايران در پاسخ به بسته پيشنهادي اروپا، امكان تعليق فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي را منوط به توقف رسيدگي پرونده اتمي ايران در شوراي امنيت و عادي‌سازي آن در آژانس بين‌‌المللي انرژي اتمي دانست.در صفحه يازدهم اين متن 21صفحه‌اي كه اواخر ماه اوت توسط علي‌ لاريجاني، سرپرست مذاكرات هسته‌‌اي ايران، تسليم نمايندگان شش قدرت جهاني شد، پس از اشاره به تعليق غني‌سازي،‌ آمده است كه «جمهوري اسلامي ايران در اساس با مد نظر قرار دادن برخي اصول و شرايط براي تضمين بيشتر مذاكرات سازنده موافقت دارد و آن را گامي به جلو مي‌داند.» با اين حال در بخش ديگري از اين متن اشاره شده كه اين گام‌ها مشروط به گام‌هاي متقابلي از جمله خارج شدن پرونده ايران از شوراي امنيت و تعهد طرف درگير در مذاكرات هسته‌اي براي عدم جلوگيري از فعاليتهاي صلح‌آميز ايران است. در پايان متن اين پاسخ، ايران بار ديگر براي فراهم آوردن زمينه مذاكرات اعلام آمادگي كرده، اما در عين حال تأكيد نموده كه در صورت اقدام عليه ايران در شوراي امنيت، موارد ذكر شده منتفي خواهد بود و جمهوري اسلامي مسير متفاوتي را برخواهد گزيد
وقايع فوق در حالي در جريان بود كه پيشتر مقام‌هاي آمريكايي اعلام كرده بودند كه در صورت متوقف نشدن فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي و يا بي‌نتيجه ماندن گفتگوهاي ايران و اروپا، به سرعت موضوع تحريم ايران در شوراي امنيت را پيگيري خواهند كرد. بدين ترتيب غرب با اعمال پيش‌شرط توقف غني‌سازي، از يك سو ايرانيان را به ميز مذاكره فرا مي‌خواند و از سوي ديگر ممانعت تهران از قبول پيش شرط را موجب انتقال پرونده ايران به شوراي امنيت مي‌دانستند.

پرونده هسته‌اي ايران در شوراي امنيت

بدين ترتيب پرونده هسته‌اي ايران از سوي سه كشور اروپايي بريتانيا، فرانسه و آلمان و با حمايت‌هاي بي‌شائبه ايالات متحده آمريكا به شوراي امنيت رفت و به تصويب قطعنامه 1696 منجر شد. در اين قطعنامه از ايران خواسته شده بود تا 31 ماه اوت سال 2006 فعاليت‌هاي مربوط به غني‌سازي اورانيوم را متوقف نمايد، چرا كه در غير اين صورت با تحريم‌هاي اقتصادي و ديپلماتيك رو به رو خواهد شد.
عدم اعتناي ايران به قطعنامه‌ي فوق سبب طرح دومين قطعنامه و اعمال تحريم‌هايي بر عليه ايران شد. قطعنامه‌‌ي 1737 كه در 23 دسامبر 2006 به تصويب اعضاي شوراي امنيت رسيد، عملاً ايران را به فصل هفتم و ماده 41 منشور ملل متحد كشاند. اين قطعنامه تهران را با تحريم‌هاي مختصري نظير ممنوعيت صدور مواد و تجهيزاتي كه با فعاليتهاي اتمي ايران ارتباط مستقيمي داشته باشند، رو به رو كرد و دارايي‌هاي برخي مؤسسات و افراد مرتبط با برنامه‌هاي هسته‌ اي ايران در خارج از كشور را مسدود نمود. همچنين در اين قطعنامه ذكر شده بود كه در صورت بي‌اعتنايي مجدد ايران به قطعنامه فوق و عدم توقف فعاليت‌هاي هسته‌اي در مدت زمان مقرر 60روزه از سوي شوراي امنيت، تهران با تحريم‌هاي سخت‌تري مواجه خواهد شد.
اگر چه قطعنامه فوق لحني تند و ضرب‌الاجل دو ماهه براي ايران تعيين كرده بود، جمهوري اسلامي ايران ضمن رد و غير عادلانه خواندن قطعنامه و انتقاد از برخورد دوگانه شوراي امنيت، مصرانه بر ادامه فعاليت‌هاي صلح‌آميز خود جهت دستيابي به فن‌آوري هسته‌اي پاي فشرد.
بدين ترتيب پس از پايان مهلت دو ماهه شوراي امنيت و عدم اعتناي ايران به قطعنامه فوق، قطعنامه سوم شوراي امنيت پس از حدود يك ماه رايزني در 24 مارس 2007 به تصويب رسيد. قطعنامه 1747 كه پس از تعلل و ممانعت مقامات امريكايي از حضور محمود احمد‌‌ي‌نژاد رئيس جمهور ايران در جلسه شوراي امنيت، به اتفاق آراء تصويب شد، ضمن مسدود نمودن دارائي‌هاي بيست و هشت فرد و نهاد ايراني مرتبط با برنامه‌هاي هسته‌اي ايران و جلوگيري از صادرات تسليحات ايران، تحريم‌هاي تنبيهي جديدي را نيز بر عليه تهران وضع كرده است و يك بار ديگر از ايران مي‌ خواهد كه طي 60 روز آينده فعاليت‌هاي هسته‌اي خود را به حالت تعليق درآورد.
جمهوري اسلامي ايران نيز در پاسخ به قطعنامه فوق، ضمن «غير‌قانوني» توصيف نمودن قطعنامه‌هاي شوراي امنيت، همواره بر «حق انكارناپذير» خود در غني‌سازي اورانيوم تأكيد كرده و برنامه‌ هاي هسته‌اي خود را در راستاي مصارف صلح‌آميز تشريح كرده است.

نتيجه‌گيري

در شرايطي كه جمهوري اسلامي ايران تنها هدف خود از غني‌سازي اورانيوم را توليد سوخت اتمي مورد نياز براي نيروگاه‌هاي اتمي و مصارف صلح‌آميز عنوان كرده است، غرب و در صدر آن ايالات متحده آمريكا، هدف از تصويب تحريم‌ها بر عليه ايران را واداشتن اين كشور به متوقف ساختن غني‌سازي اورانيوم قرار داده است.
اگر چه در ظاهر هدف آمريكا و غرب جلوگيري از گسترش تسليحات هسته‌اي در جهان به هر طريق ممكن است، اما اهداف سياسي دخالت بسياري در اين امر دارد. به عنوان نمونه آمارهايي كه به طور رسمي و غير رسمي از توان و ميزان سلاحهاي هسته‌اي اسرائيل پرده برداشته‌اند، حكايت از تلاش‌هاي پنهان و همه جانبه اين رژيم براي توليد سلاح‌هاي كشتار جمعي دارد؛ اما تا كنون هيچ يك از دولت‌هاي غربي و سازمان‌هاي بين‌المللي به مقابله با برنامه‌هاي هسته‌اي آن نپرداخته‌اند.از اين رو بحران بوجود آمده درگرد مسائل هسته‌اي ايران نيز بيش از آنكه از لحاظ فني و حقوقي مورد بررسي قرار گيرد به يك جريان و ائتلاف سياسي به رهبري امريكا بر عليه ايران تبديل شده است كه از روابط سرد و خصمانه تهران و واشنگتن بعد از انقلاب اسلامي نشأت مي‌گيرد. در حالي كه كشورهايي چون هند، پاكستان و اسرائيل اتمي شده‌اند و كشورهايي چون كره جنوبي و برزيل در حال ورود به باشگاه اتمي هستند، فعاليت‌هاي ايران در اين زمينه تحمل نمي‌شود.
واقعيت مسلم اين است كه نومحافظه‌كاران كاخ سفيد حتي فعاليت هسته‌اي صلح‌آميز ايران را در چارچوب موازين قانوني و بين‌المللي نيز قبول ندارند و چنين توجيه مي‌كنند كه اگر ايران به فناوري هسته‌اي دست يابد، اين امر به چالش كليدي سياست خارجي آمريكا تبديل خواهد شد. از اين رو دولت بوش اميدوار است با متحد كردن جامعه بين‌المللي و اعمال فشار سهمگين، ايران را از ادامه فعاليت‌هاي هسته‌اي باز دارد.
اگر چه در حال حاضر فضاي مانور براي پيگيري فعاليت‌هاي هسته‌اي براي ايران بسيار محدودتر گرديده است، اما هم‌اينك كه ايران به پيشرفت‌هاي قابل ملاحظه‌اي در مباحث هسته‌ اي نايل آمده است، بايد پرقدرت اين مسير را ادامه دهد. اين حق ايران است كه براي رسيدن به مرحله توسعه يافتگي از اين دانش بهره‌مند باشد. ضمن آن كه نبايد از ياد برد كه اگر ايالات متحده آمريكا و قدرت‌هاي اروپا به اين نتيجه برسند كه در صورت ايجاد بحران‌‌هاي متوالي و فشار همه جانبه مي‌توانند ايران را به عقب‌نشيني از برنامه‌هاي هسته‌اي خود وادار نمايند، در آن صورت امتيازات بيشتري طلب خواهند كرد.
به هر حال دستيابي ايران به فن‌آوري هسته‌اي به عنوان يك حق مسلم، قدرت چانه‌زني كشور را افزايش خواهد داد و جايگاه كشور را در منطقه و نظام بين‌‌المللي ارتقا خواهد بخشيد و سياست خارجي ايران را به نوعي كنش‌مند براساس ابتكار، فرصت‌سازي و هنجارسازي مبدل خواهد نمود