جهانبینی و نقش آن در الگو
رویکرد پارادایم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت در مورد توسعه
حجتالاسلام سید حسین میرمعزی عضو شورای عالی تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت هستند. گرچه مشغولیتهای فراوان ایشان امکان گفت و گویی رو در رو را از ما سلب نمود. با این وجود ایشان در ضمن یک گفتوشنود کوتاه بیاناتی را فرمودند. شایان ذکر است این متن هرچند تا حد زیادی منویات ایشان را بازمینماید، اما به قلم ایشان نیست و از این جهت مسئولیت این نوشته با ایشان نخواهد.
۱٫در ادبیات علمی توسعه، مفهوم لغوی این واژه مراد نیست، بلکه این واژه ترجمة کلمة (development) است که دارای مفهوم اصطلاحی در این دانش است. درواقع این مفهوم مبتنی بر هسته سخت این دانش، یعنی جهانبینی و ارزشهای غربی است.
۲٫براساس بیانات و رهنمودهای مقام معظم رهبری، با طراحی و اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، ما وارد مرحلة تمدنسازی شدهایم یا در حال فراهم کردن مقدمات آن هستیم. هر تمدنی برای تبیین مرزهای خود و جلوگیری از خلط و اشتباه و نشاندادن استقلال خویش بهتر است نظام واژگانی متفاوت از نظام واژگانی تمدن رقیب را برگزیند.
۳٫ واژة پیشرفت واژهای فارسی است که میخواهیم براساس مبانی بینشی و ارزشهای اسلامی آن را تعریف نماییم و ابعاد و عرصههای آن را تبیین، و راهبردهای دستیابی به آن را معین کنیم. نباید این واژه را ترجمة واژة (progress) تلقی کرد، بلکه مفهوم را براساس مبانی خود تولید و تبیین میکنیم و غربیها باید معادل این واژه را در زبان خود بیابند. ازاینرو، زین پس لفظ پیشرفت را به عنوان واژة تولیدشده در تمدن اسلامی و لفظ توسعه را به عنوان ترجمة (development)، واژة تولیدشده در تمدن غرب به کار میبریم.
۴٫ مفهوم پیشرفت و توسعه در مفهوم بسیار کلی، یعنی «فرایند حرکت به سمت زندگی بهتر» با هم مشترکند. بر اساس این تعریف الگوی پیشرفت اسلامی و الگوی توسعة غربی باید دستکم دو مطلب را ارائه دهند:
الف) تبیین وضعیت مطلوب؛ که در ادبیات غربی توسعهیافتگی و در ادبیات اسلامی میتوان آن را حیات طیبه یا پیشرفت یافتگی نامید؛
ب) ارائه راهبردهای حرکت به سمت وضعیت مطلوب که در ادبیات غربی راهبردهای توسعه و در ادبیات اسلامی راهبردهای پیشرفت نامیده میشود.
۵٫توسعهیافتگی و راهبردهای توسعه براساس هستة سخت ویژهای (جهانبینی و ارزشهای غربی) تفسیر و تبیین میشود. اصالت ماده، اصالت فرد و سکولاریسم اصلیترین اموری هستند که هستة سخت توسعه را تشکیل میدهند.
۶٫ تفاوتهای زیادی بین جهانبینی و ارزشهای غربی و اسلامی وجود دارد. در این مختصر به سه تفاوت عمده اشاره میشود:
الف) در جهانبینی غربی خداوند یا به کلی انکار میشود یا قیومیت و ربوبیت آن نسبت به جهان و جوامع انسانی نفی میشود. این در حالی است که در جهانبینی اسلامی خداوند خالق، مالک، قیوم، حافظ و رب و پرورشدهندة این جهان است و مسبب الاسباب در نظام علت و معلول مادی و مجرد حاکم بر جهان هستی بهشمار میآید.
ب) در جهانبینی غربی که زیر بنای جریان اصلی دانش توسعه است، انسان موجودی مادی و یک بعدی است و مقاصد غایی او در این دنیا تعریف میشود ولی در جهانبینی اسلامی انسان موجودی دو بعدی و دارای بعد مادی و مجرد است و دستکم دو مرحلة زندگی در دنیا و آخرت دارد که کیفیت زندگی او در دنیا کیفیت زندگی او در آخرت را تعیین خواهد کرد.
ج) در جهانبینی غربی در عالم هستی تنها نظام علت و معلول مادی وجود دارد و پدیدههای این جهان در چهارچوب چنین نظامی تبیین میشوند. اما در جهانبینی اسلامی دو نظام علت و معلول مادی و مجرد وجود دارد و پدیدههای انسانی و تکوینی این جهان ممکن است علت مادی یا مجرد داشته باشند. ازهمینروست که در آیات و روایات گناه علت فقر انسان و جوامع انسانی بیانشده و نماز شب خواندن، صدقه دادن و صلهرحم کردن در کنار کار و تدبیر از عوامل افزایش روزی بیان شده است.
۷٫ تفاوتها میان هستة سخت الگوی پیشرفت و هستة سخت الگوی توسعه بسیار بیشتر و عمیقتر است و بیان مفصل آن در این مختصر نمیگنجد، ولی به همین مقدار نیز کافی است برای اینکه باور کنیم الگوی پیشرفت اسلامی با الگوی توسعة غربی تفاوتهای ریشهای دارد.